بررسی علت تغییرات سود عملیاتی "رافزا"
به گزارش کدال نگر بورس 24، شرکت رایان هم افزا در خصوص تغییرات بیش از 30 درصدی سود عملیاتی دوره 6 ماهه منتهی به 31 شهریور 1403 نسبت به دوره مشابه سال قبل توضیحاتی ارائه نمود.
عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی گفت: بعضی از تعابیر ممکن است در گذشته نبوده باشد یا اگر بوده برای آیندگان فهم نشود ولی ادبیاتی مثل نور، هدایت، رستگاری، سلامت، نجات، توحید، حق و حقیقت همیشه یک معانی پایداری دارند که اقتضائات زمانی این معانی را نمی تواند دگرگون کند. ممکن است مصادیق تغییر کند ولی ذات مفهوم یک معنی پایداری است.
در تمامی ادیان مفهوم موعود و انتظار ظهور منجی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. این باور به ظهور فردی منجی که به عدالت و صلح در جهان می پردازد و نه تنها در تاریخ دینی بلکه در جوامع انسانی نیز همواره توجهات زیادی را جلب کرده است. قرآن کریم با ارائه آیات مختلف نه به صورت مستقیم بلکه به صورت مستتر بر موضوع پیروزی حق بر باطل و نور بر ظلمت تأکید دارد.
جوامع بشری در عصر حاضر با چالش ها و بحران های متعدد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دست و پنجه نرم می کند و در چنین شرایطی نیاز به وجود یک منجی بیش از پیش احساس می شود تا بیاید و جهان را از ظلم و ستم و تباهی نجات دهد و در مسیر تحقق وعده های الهی گام بردارد.
امروز می توان گفت که منجی نه تنها یک نیاز مذهبی بلکه یک ضرورت انسانی به شمار می آید. ایکنا در این راستا، گفت وگویی با موضوع «موعود در قرآن و نیاز منجی در عصر حاضر» با سید محمدحسن مؤمنی، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی و مدرس درس خارج فقه حوزه انجام داده است که در ادامه بخش نخست این گفت وگو را می خوانیم؛
در ادبیات قرآنی با یک منطقی روبرو هستیم که به تعبیر اهل منطق تحت عنوان کبرای قیاس یا مسئله یا برآیند کلی از نگرشی از قرآن می گویند در منطق قرآن که منطق وحی و سخن خداوند است اساساً همه هستی براساس سلامت، سعادت و نجات تعریف می شود و نقطه مقابل آن با عنوان نقطه تاریک و با تعبیر ظلمت، ظلمات و تباهی یاد می شود همواره یک جبهه دو سویه را شکل می دهد که طبیعتاً در این مواجهه؛ یک سو نجات، تذکاری و هدایت و سوی دوم تباهی و شکست است.
وقتی در ادبیات قرآن صحبت از پیروزی حق و شکست باطل به میان می آید نباید خیلی نگاه سطحی و ابتدایی به مسئله داشت چون بار معنایی، حس و اتمسفری که واژه پیروزی برای آدم ها دارد این است که گمان بر این است که باید از همان اول تا پایان صورت و ظاهر مسئله توأم با کامرانی باشد درحالی که اینگونه نیست و در ادبیات قرآن اگرچه از پیروزی حق بر باطل یا اصلاً دو سویه حق و باطل سخن گفته می شود اما تار و پود این مسئله به صبر، بردباری و رنج آغشته است.
مسئله رنج امروز در دنیا وضعیتی دارد که رشته تخصصی و حوزه کاری بسیاری از فلاسفه در دنیا حوزه رنج است و اساساً فلسفه رنج یک باب علمی شده است که بشر در بستر رنج زندگی می کند. نمی خواهم بگویم که لزوماً بستر زندگی، بستر رنج است اما بی شک تار و پود زندگی به رنج آغشته است و به تعبیری که فرمود سرای زندگی، سرای توأم با خوشی دائمی نیست.
var player = videojs('player_603359_3787704',{ techOrder: [ "html5" , "flash"],poster:'',width:400,height:300}); videojs.addLanguage('en', {"No compatible source was found for this media.": "مشاهده ی ویدیو نیاز به پشتیبانی مرورگر از codec h264 یا نصب فلش پلیر دارد."}); player.one('play', (function(){ $.post('/fa/ajax/news/video/3787704',{},function (data) {}); })); کد ویدیو دانلود فیلم اصلیوقتی صحبت از پیروزی، نجات، رستگاری در برابر تاریکی و بحث منجی در قبال نیروهای اهریمنی به میان می آید حتماً بر پایه صبر، تحمل در مشکلات و مقولات اینچنینی در کنار آن حتماً تدبیر و درایت وجود دارد که این منطق رگه های جدی از خیرخواهی دارد و اینچنین نیست که گمانی از اینکه منجی هست و این منجی صرفاً نیروی غالبی است که می آید و به صورت مکانیکی عمل می کند و همه از او بهره می برند بلکه او می آید و این کارها را می کند و همه از او بهره می برند اما این بهره مندی حتماً برای آنهایی که خیرخواه هستند و به فکر دیگرانند و اهل صبر و برداری هستند وجود دارد؛ یعنی این فضائل اخلاقی به میزانی در افراد تقویت می شود و آنهایی که نوع دوستند و جهان آفرینش برای آنها محترم است چون به عنوان فعل، صنعت و خلقت خدا نگاه می کنند و در بستری قرار دارند که منجی در آن بستر حرکت می کند، از رشحات نورانی وجود آن منجی مستفیض می شوند.
گاهی ما به دنبال یکسری اصطلاحات می گردیم که البته قرآن کتاب آسمانی است که بر اساس اصطلاحات نازل نشده است. بشر در طول زندگی خود بر حسب نیازهایی که پیدا کرده جعل اصطلاح کرده است و واژه هایی را در همه زبان ها تولید کرده و لزوماً قرآن با آن معیار نازل نشده است بلکه قرآن ما را با ادبیاتی مواجه می کند که همه آدم ها بتوانند در آینده رستگاری، هدایت و حقیقت را پیدا کنند.
تعابیری که قرآن دارد بیشتر از سنخ نور و ظلمت، هدایت و کفر و... است که خداوند متعال در این تعابیر این بشارت را در عین بیان این واقعیت مطرح می کند که جنگ بین حق و باطل، درگیری نور و ظلمت و تقابل بین نجات و هلاکت وجود دارد اما خداوند تضمینی داده است که در نهایت (اینکه نهایت کی می رسد و با چه تحمل رنج ها و سختی ها و تدبیری باید به استقبال آن رفت و به چه میزان باید پذیرای حقایق بود بستگی دارد) پیروزی با مؤمنان و نیروی خیر است.
خداوند می فرماید «یُرِیدُونَ أَن یُطْفِؤُواْ نُورَ اللّهِ بأَفْوَاهِهِمْ»؛ عده ای هستند که اساساً نمی خواهند نور حقیقت وجود داشته باشد و در صدد این هستند که این نور را خاموش کنند و «یَأْبَی اللَّهُ إِلَّا أَنْ یُتِمَّ نُورَهُ»؛ نور حق و نور خدا است و خداوند در صدد این است و آن را عهد و تضمین کرده است که این نور الهی حتماً بر همه هستی سیطره پیدا کند؛ چه اهل کفر و شکر با آن در تضاد و تقابل باشند یعنی مسئله نجات و تعبیر منجی، آخرالزمان و دوره آخرالزمان به عینه در قرآن نیامده است ولی حقیقت بحث وجود دارد.
var player = videojs('player_280726_3787705',{ techOrder: [ "html5" , "flash"],poster:'',width:400,height:300}); videojs.addLanguage('en', {"No compatible source was found for this media.": "مشاهده ی ویدیو نیاز به پشتیبانی مرورگر از codec h264 یا نصب فلش پلیر دارد."}); player.one('play', (function(){ $.post('/fa/ajax/news/video/3787705',{},function (data) {}); })); کد ویدیو دانلود فیلم اصلیاصطلاح تأویل در علوم قرآن اصطلاح رایجی است که در آن اختلاف نظر وجود دارد که تأویل به چه معنا است؛ ولی شاید منظور شما را اینگونه بتوانم بیان کنم که منطق قرآن منطقی است که اگر انسان ها با یک روحیه حق طلبی و واقعیت پذیری در برابر آنچه طریق سلامت است و بر اساس همان تعریف خیر و شر با قرآن مواجهه پیدا کنند؛ قرآن خیلی ساده این مسائل را بیان می کند که ما همیشه یک راه صحیحی در برابر راه غلط داریم و البته حافظه تاریخی این را به بشر نشان داده است که راه غلط و باطل خیلی پر رهرو بوده است و راه صحیح و حق همیشه رهروان کمتری دارد.
منتها اولاً طبیعی است که کم بودن راهیان راه حق نباید باعث دلسردی افراد شود البته رنج، سختی و حرف و طعنه شنیدن دارد اما نکته ای وجود دارد که این افراد علاوه بر اینکه اهل صبر و بردباری و در عین حال خیرخواهی هستند بسیار سخت است که طعنه بشنوند و در صدد انتقام برنیایند یا رنجیده ات کنند و در عین حال برای او خیرخواهی کنی؛ زیرا چاره ای جز این نیست اگر قرار باشد شما هم مقابله به مثل کنید طبیعتاً بحث جدال و درگیری هایی که حتماً ریشه نفسانی دارد پیش می آید.
حق و حقیقت روشن است و نیازی به اینگونه جدال ها نیست اما نکته دیگری که بحث آسیب شناسی به این مسئله است این است که آدم ها به طور طبیعی به این علت که خود را دوست دارند و حب النفس دارند یعنی خودخواهی در معنای مثبت که هرکس خودش را دوست دارد؛ طبیعتاً هر موضعی که می گیرد، می گوید این موضع حق است به خصوص اگر در جایگاهی قرار بگیرد که یاران و یاوران او کم باشند؛ آنگاه این پیوست ها را برای خود می چیند که رهروان راه حق همیشه کم هستند پس من هم که در اینجا تک واقع شدم و چندان طرفداری ندارم، مصداق آن حرف هستم.
امیرالمؤمنین(ع) فرمودند «عرفِ الحقَّ تَعرِفْ أهلَهُ»؛ یعنی حق را باید شناخت؛ وقتی صحبت از منجی به میان می آید منظور برپایی حق در دوره ای است که هلاکت و تباهی و انحطاط رواج یافته است. امیرالمؤمنین(ع) فرمود اگر حق را بشناسید اهلش را می شناسید. این تصور وجود دارد که متأسفانه به لحاظ روانشناختی ما آدم ها وقتی تک قرار می گیریم و کم یاور می شویم به گونه ای برای خودمان حق نمایی داریم و این یکی از آسیب هایی است که باید نسبت به آن دقت داشت. ابتدا باید حق و راه درست را پیدا کنیم و سپس ببینیم آیا بر ما منطبق هست یا خیر؛ صرف کم بودن یا زیاد بودن جمعیت نمی توان مسیر نجات را از مسیر هلاک تشخیص داد که کدام است.
ما یکسری کلیدواژه در قرآن داریم که آنچه را از منجی مدنظر است حتماً این کلیدواژه ها تأمین می کند؛ اگر به لحاظ مفهوم شناسی و ترمینولوژی بخواهیم بحث کنیم؛ منجی یعنی نجات دهنده و طبیعی است که نجات همیشه یک امر ناپسندی است یعنی به تعبیر شفاف و روشن نجات از یک هلاکت، انحطاط و تباهی است و منجی آدم ها را از تباهی، سیاهی و هلاکت نجات می دهد و مهم ترین معیار نجات و هلاکت در قرآن توحید و شرک و توحید و کفر است.
درست است که وقتی مسئله نجات برای ما آدم ها بر حسب نیاز بشری خود مطرح می شود؛ مثلاً رفاه اجتماعی، آرامش زندگی، آرامش کار و سلامت زندگی، همگی در بعد مادی مدنظرمان قرار می گیرد اما همه اینها رگه هایی از یک شاهراه اصلی است که مسئله نجات و منجی، آن شاهراه اصلی را برای ما تضمین می کند؛ یعنی توحید، خداباوری و اندیشه یگانه پرستی را مطرح می کند. مسئله منجی یعنی عاملی که حق به معنای سیطره الهی و توحید را بر سراسر جهان با رشد عقلی نه صرف قلع و غلبه با شمشیر چیره می کند. حضرت رسول(ص) در روایت فرمود فرق دولت و حکومت ما با سایرین در این است که دولت و حکومت ما حکومت بر دل ها است، ما دل ها را تسخیر می کنیم.
var player = videojs('player_941416_3787707',{ techOrder: [ "html5" , "flash"],poster:'',width:400,height:300}); videojs.addLanguage('en', {"No compatible source was found for this media.": "مشاهده ی ویدیو نیاز به پشتیبانی مرورگر از codec h264 یا نصب فلش پلیر دارد."}); player.one('play', (function(){ $.post('/fa/ajax/news/video/3787707',{},function (data) {}); })); کد ویدیو دانلود فیلم اصلیزمانی می شود دل ها را تسخیر کرد که اندیشه ها را در اختیار داشته باشیم و اندیشه را زمانی را می شود در اختیار گرفت که به او خدمات صحیح بدهیم و منطق درست ارائه کنیم؛ پس طبیعتاً ما در قرآن با کلیدواژه هایی روبرو هستیم که این کلیدواژه ها ما را به مسئله منجی، نور، هدایت، رستگاری، سیطره کلمه الله، استیلای حق، نورالله می رساند. این ها کلیدواژه هایی است که ما را به مسئله موعود و منجی و رستگاری می رساند اما اگر صراحتاً در قرآن به دنبال کلیدواژه هایی مثل آخرالزمان هستیم چنین کلیدواژه ای و از این سنخ کلیدواژه ها را که در واقع خلق بشری است نداریم.
ما آدم ها چون در بعد زمان زندگی می کنیم اقتضائات خودمان به طور طبیعی بر ما چیره است؛ بازه زمانی آفرینش از نگاه ما بیرون است. اکنون مواجهه ما با قرآن این است که انگار قرآن باید مطابق میل ما بر اساس شرایط زمانه ما نازل شود و چنین چیزی که در بسته اینچنینی مهیا شده باشد نه جواب گذشتگان را می توانست بدهد و نه جواب آیندگان را می تواند بدهد؛ چون اقتضائات زمانه متفاوت می شود.
خدا در علم الهی خود و منطق وحیانی که در قرآن کریم عرضه کرده است با ادبیاتی سخن گفته است که هم در عصر جاهلی که با چهارپا تردد داشتند و هم امروز که با تکنولوژی های مدرن زندگی می کنیم و هم فردا که شاید سیطره تکنولوژی هوش مصنوعی بر دنیا باشد، قابل فهم است. قرآن باید منطقی داشته باشد تا آدم های آن دوره هم بتوانند از آن استفاده هدایتی کنند؛ بنابراین بعضی از این تعابیر ممکن است در گذشته نبوده باشد یا اگر بوده برای آیندگان فهم نشود ولی ادبیاتی مثل نور، هدایت، رستگاری، سلامت، نجات، توحید، حق و حقیقت همیشه یک معانی پایداری دارند که اقتضائات زمانی این معانی را نمی تواند دگرگون کند. ممکن است مصادیق تغییر کند ولی ذات مفهوم یک معنی پایداری است.
این صحبت درست است اما من بر همان «پایداری» تأکید می کنم؛ همین که شما می فرمایید که معنایی در آن روزگار وجود داشته و برداشتی از آن داشتند و امروز برداشت دیگری دارند اما معلوم می شود که مرجع برداشت واحدی وجود داشته است.
شما نگاه پدیدار شناختی به معنایی که می فرمایید دارید یعنی قرائت یا خوانش؛ بله، خوانش ها و قرائت ها ممکن است که متفاوت شود اما معیار اینکه این قرائت ها در بستر منطق قرآنی قابل تعریف هستند یا خیر، این است که آیا این قرائت ها و برداشت ها بر اساس اصول زبا ن شناسی، معنا شناسی و متن گرایی قابل استناد و پیوست به آن متن و ادبیات هستند یا نه؟ آیا می توان گفت هر برداشتی از قرآن صحیح است؟ خیر؛ حتماً باید یک پیوست جدی با بیان قرآن داشته باشد. بیان قرآن صرفاً الفاظ نیست بلکه یک حقیقت معنایی وجود دارد که همه این برداشت ها حتی آن برداشت باطنی که شما می فرمایید به آن متن گره می زند.
var player = videojs('player_201658_3787709',{ techOrder: [ "html5" , "flash"],poster:'',width:400,height:300}); videojs.addLanguage('en', {"No compatible source was found for this media.": "مشاهده ی ویدیو نیاز به پشتیبانی مرورگر از codec h264 یا نصب فلش پلیر دارد."}); player.one('play', (function(){ $.post('/fa/ajax/news/video/3787709',{},function (data) {}); })); کد ویدیو دانلود فیلم اصلیشما یک متن ماندگار دارید و آن متن ماندگار فقط صرف الفاظ قرآن نیستند وگرنه متأسفانه امروز دیدیم که با زیر پا گذاشتن اصل احترام به مقدسات که حتی بعضی از کشورها قانون اساسی خود را عوض کردند تا بتوانند به قرآن توهین کنند مثلاً آتش زدن قرآن؛ که با این کار جلد، کاغذ و لفظ نوشتاری آتش گرفت و سوخت اما متن قرآن از بین نرفت یعنی متن قرآن صرفاً این الفاظ نیست بلکه این الفاظ بخشی از متن قرآن است اما حقیقت معنایی قرآن وجود دارد که آن وقت حتی اگر در ظاهر بی ادبی هم شود و جلدی از قرآن هم سوزانده شود باز ما می توانیم بگوییم این برداشت از قرآن مستند به قرآن است چون متن معنایی قرآن قابل سوختن نیست و برداشت دیگر در تضاد در قرآن است؛ پس شما یک معنای ماندگار و پایدار دارید که اتفاقاً از حوزه پدیدار شناختی بیرون می رود و دقیقاً با آن چیزی که ما می گوییم یعنی معجزه جاودانه الهی یا کلام خالد الهی متناسب می شود که با جاودانگی و دائمی بودن الی یوم الدین یعنی تا دامنه قیامت، هماهنگ است.
مسئله موعود در همه ادیان، دستکم ادیانی که ما در خاورمیانه به صورت جدی با آنها روبرو هستیم بوده و هست. حوزه تخصصی من ادیان شرق دور یا ادیان لاتین نیست ولی بر اساس اطلاعاتی که دارم و داشته هایی که دیگران ارائه می دهند؛ مسئله موعود و منجی ظاهراً در همه فرهنگ ها متفاوت نیستند بلکه مختلفند یعنی بر اساس فرهنگی که دارند به گونه خاص خود مطرح می کنند ولی تفاوت ماهوی ندارد به خصوص ما در ایران در فرهنگ زرتشتی چیزهایی داریم که به ما شیعیان و فرهنگ شیعی نزدیک است؛ این موضوع در همه فرهنگ ها بوده و هست.
اساساً مسئله منجی و موعود فرا فرهنگی است یعنی هر شخصی در وجود خود با اولین بارقه امید در دلش در صدد این است که یک منجی داشته باشد و شما در هر سختی که گرفتار می شوید مادامی که به یأس کامل نرسید و تا وقتی که ظرفتان صد درصد از ناامیدی پر نشود همیشه یک بارقه امیدی وجود دارد و بارقه امید یعنی همان منجی و موعود که سنخیت ذاتی با مسئله موعود و منجی دارد ولی گذر زمان و فرهنگ های مسلط بر زمانه، ادبیات خاص خود را تولید می کنند.
var player = videojs('player_606841_3787710',{ techOrder: [ "html5" , "flash"],poster:'',width:400,height:300}); videojs.addLanguage('en', {"No compatible source was found for this media.": "مشاهده ی ویدیو نیاز به پشتیبانی مرورگر از codec h264 یا نصب فلش پلیر دارد."}); player.one('play', (function(){ $.post('/fa/ajax/news/video/3787710',{},function (data) {}); })); کد ویدیو دانلود فیلم اصلیدر صدر اسلام مسئله قدرت برای خیلی ها مسئله جدی شد به خصوص که در یک منطقه ای که حکومت کشور-دولت وجود نداشت؛ سپس شخصیتی به عنوان پیامبر اسلام(ص) ظهور می کنند و جریانی را شروع کردند که این جریان در اواخر عمر حضرت به چیزی تبدیل می شود که امروز می توانیم از آن به عنوان کشور-دولت و فراتر از آن یاد کنیم. طبیعی است که این موضوع خیلی ها را به طمع می اندازد که بیایند سهمی از قدرت داشته باشند؛ بنابراین طبیعی است که بنیان گذار یک مکتب فکری روی این مسئله حساس باشد و با این کلیدواژه ها بخواهد مسئله را تبیین کند.
به ویژه که این کلیدواژه ها اتفاقاً رگه های اصلی منطق قرآن در هدایت بشر و مسئله نجات بشر است و آن کلیدواژه این است که خداوند همانطور که انبیاء را برای هدایت می فرستد ضامن نبوت و تربیت آسمانی را برای بقای هدایت و رستگاری می فرستد و اینجا مسئله خلیفه الله و وصی مطرح می شود.
ما در همان زمان هم با ادبیات خلیفه الهی و وصی پیغمبر(ص) و کسی که عامل عدالت گستری است مواجه هستیم که «یَمْلَأُ اللهُ به الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً» یعنی کسی که عدالت گستری می کند «منا اهل البیت»؛ پیامبر(ص) به امیرالمؤمنین(ع) فرمودند «آن کسی که می آید و عدل و داد را بر سراسر هستی سیطره می دهد و در جهان گسترش می دهد «منا» از ما است» یعنی آنچه که حقیقت معنایی موعود و منجی بود در آن زمان با کلیدواژه «خلیفه الله» و «وصی الرسول الله» گره خورده بود به همین دلیل عمده روایاتی که ما در ارتباط با امام عصر(عج) به عنوان مصداق موعود خاتم(عج) داریم که تحت عناوین خاتم الاوصیا، قائم آل محمد، خلیفه الرسول، وصی، بقیه الله است و در خود قرآن هم تعبیر «بقیه الله» وجود دارد و با این تعابیر آمده است؛ طبیعی است که بشر هم بر اساس تلاش و نیازهای زمانه خود اصطلاحات جدیدی خلق یا جعل می کند.
امروز ما با تعبیر منجی و موعود روبرو هستیم اما آیا فردای دیگر حتماً کلیدواژه ها همین ها است؟ چه کسی می داند؛ شاید فردای دیگر اصلاً کلیدواژه های دیگری خلق شود که هرچه باشد در راستای همین موعود و منجی باز به تعابیری که در روایات وجود دارد گره می خورد. حضرت رسول(ص) فرمود کسی می آید که پایان بخشی دین با اوست، همانطور که دین را با من(پیامبر(ص)) و تو(حضرت علی(ع)) آغاز کرد و مردم به وسیله ما مردم نجات پیدا می کنند خاتمه دین که سرانجام رستگاری بشری و اوج اقتدار دینی است هم باز از طریق وصی من خاتم الاوصیا خواهد بود.
پایان بخش نخست
گفت وگو از سجاد محمدیان
تصویربرداری: مصطفی سرایی و رسول نوری
تدوین: حامد عبدلی
عکاس: طاهره بابایی
{{name}}
{{content}}